تبلیغات
ELCOME/\/\ - جعبه های سیاه و طلایی

جعبه های سیاه و طلایی

سه شنبه 16 اسفند 1390 12:06 بعد از ظهرنویسنده : سحر

 
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟ خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...
برچسب ها: جعبه های سیاه و طلایی ، داستان کوتاه ،
آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:56 قبل از ظهر
Hello! I'm at work surfing around your blog from my new iphone
4! Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all your posts!

Carry on the outstanding work!
شنبه 18 شهریور 1396 01:28 بعد از ظهر
An outstanding share! I have just forwarded this onto a friend who has
been doing a little research on this. And he in fact bought me breakfast simply
because I discovered it for him... lol. So let me
reword this.... Thank YOU for the meal!! But yeah,
thanx for spending time to talk about this subject here on your blog.
جمعه 17 شهریور 1396 08:56 قبل از ظهر
It's really a great and useful piece of info. I'm satisfied that you shared this useful info with us.
Please stay us up to date like this. Thank you for sharing.
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:09 قبل از ظهر
This website was... how do you say it? Relevant!! Finally I have found something which helped me.
Cheers!
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:15 بعد از ظهر
Thanks for sharing your thoughts on جعبه.
Regards
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر