تبلیغات
ELCOME/\/\ - حاشیه‌های نشست نقد و بررسی 90

حاشیه‌های نشست نقد و بررسی 90

سه شنبه 23 خرداد 1391 02:18 قبل از ظهرنویسنده : سحر

 
شست نقد و بررسی برنامه‌ی «90» با حضور عادل فردوسی‌پور امروز (دوشنبه) در ساختمان تولید معاونت سیما برگزار شد.
عادل فردوسی‌پور در این نشست از 14 سال فعالیت «90» گفت و به این مساله اشاره كرد كه وقتی كارش را آغاز كرده، 25 سال داشته و اكنون دیگر موهایش سفید شده است.
امیر حاج‌رضایی نیز كه به عنوان منتقد در این نشست حضور داشت، كار فردوسی‌پور را به كار یكی از شخصیت‌های كتاب‌های «نیكوس كازانتازاكیس» ـ نویسنده‌ی یونانی ـ تشبیه كرد كه روی سیم باریكی بین برج‌های دوقلو كه ارتفاعی بیش از 114 متر با زمین دارند راه می‌رود و گفت: این سیم، سیم عدالت و فرهنگ است كه فردوسی‌پور طی 13 سال بر روی آن راه رفته است.
حاج‌رضایی همچنین به فقدان همسرش و عشق به فوتبال اشاره كرد كه موجب شده بتواند این فقدان را تحمل كند. حسین پاینده ـ كارشناس نقد ادبی ـ با اشاره به درگذشت همسر حاج‌رضایی، از نقش عشق در زندگی صحبت كرد و شعر «بی‌تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم» را به یاد همسر مرحوم حاج‌رضایی خواند.
در بخش دیگری از این مراسم، عادل فردوسی‌پور در پاسخ به پرسشی درباره‌ی آمیخته شدن «90» به سیاست گفت: علاقه‌ای به سیاست نداشته و ندارم. از زمانی این برنامه سیاسی شد كه سیاسیون وارد ورزش شدند.
او در ادامه در پاسخ به مجری برنامه كه از تخمین زدن تعداد مخاطبان برنامه 90 با استفاده از تعداد پیامك‌های ارسالی صحبت كرد، گفت: تعداد پیامك‌ها ضربدر 9 می‌شود و به این ترتیب تعداد مخاطبان برنامه به دست می‌آید كه در این صورت مخاطبان 90 چیزی در حدود بیست و چند میلیون نفر خواهد بود.
امیر حاج‌رضایی در بخشی از سخنان خود با اشاره به اینكه «ما نسبت به بعضی كشورها فوتبال شریفی داریم»، گفت: با این حال نسبت به بعضی كشورها فوتبال شریفی نداریم. اصطلاحی در این مورد وجود دارد كه بگذارید به احترام این جمع آن را به كار نبرم. وی سپس به حادثه بازی پرسپولیس ـ داماش كه منجر به محرومیت‌ها و جریمه‌هایی برای چند بازیكن این تیم شد، اشاره كرد و بحث اخلاق در فوتبال مطرح شد.
فردوسی‌پور درباره‌ی‌ حفظ حریم اخلاقی در 90 صبحت و تاكید كرد: ما هیچگاه چنین صحنه‌هایی را در برنامه پخش نكردیم. حتی قصد داشتیم دو جامعه‌شناس را به برنامه دعوت كنیم كه در آخرین لحظات انصراف دادند و حاضر نشدند در برنامه‌ی ما شركت كنند.
حسین پاینده ـ منتقد ـ نیز بر این مساله تاكید كرد كه «90» از تعارف‌های ایرانی اجتناب می‌كند و به چهره‌های معروف باج نمی‌دهد. حتی در مقاطعی علی‌ دایی به حدی از برنامه‌ی 90 عصبانی شد كه تلفن‌های آن را جواب نمی‌داد.
پاینده همچنین به مساله‌ای كه كتك خوردن داوران و توهین به آنها در 90 مطرح می‌شود، اشاره كرد و افزود: خود 90 موجب شده اقتدار و صلابت داور نقد شود. ارجاع به مردم و بازیكنان برای داوری در یك صحنه فقط منجر به كتك خوردن داور می‌شود.
امیر حاج‌رضایی نیز با نقد بازی‌های تیم ملی فوتبال ایران تاكید كرد: حاضرم فیلمی از تئو آنجلوپولوس مرحوم ببینم، اما بازی فوتبال ایران را نبینم. فلسفه‌ی من به سمت حقیقت رفتن است كه فلسفه‌ی 90 هم همین است. فوتبال فریاد مردم را از حلقوم‌شان به سراسر جهان می‌رساند. مثلا وقتی در آرژانتین جام‌جهانی فوتبال برگزار شد، هزاران خبرنگار ورزشی كه برای پوشش اخبار به آنجا رفته بودند، مسایل مردم را نیز منتقل كردند.
با پایان نشست اول، وقتی مجری برنامه پایان این پنل را اعلام كرد، كلیپی چند دقیقه‌ای درباره‌ی عادل فردوسی‌پور و برنامه 90 پخش شد كه خیلی از مردم مخالف جابجایی مجری این برنامه بودند و معتقد بودند 90 بدون عادل فردوسی‌پور معنایی نخواهد داشت.
بخش بعدی این نشست با حضور «آقازمانی» كه به جای مدیر شبكه‌ی سوم حاضر شده بود، همراه شد. بنابر اعلام مجری برنامه، پورمحمدی برای یك جلسه‌ی فوری به فدراسیون فوتبال رفته بود.
آقازمانی با اشاره به حضور فردوسی‌پور در این مراسم گفت: شاید خوب نباشد جلوی خود او گفته شود، اما فردوسی‌پور در این فضای فوتبال با سلامت و دقت لازم پیش رفت و اسیر هوا و هوس نشد. او جزو پرتلاش‌های شبكه‌ی سوم سیما است كه یكشنبه‌ها و دوشنبه‌ها تا صبح كار می‌كند و شنبه هم تا دیروقت بیدار است. كمتر كسی است كه در شبكه‌ی سوم سیما چنین تلاشی داشته باشد. ان‌شاءالله برنامه‌ی نود 13 سال دیگر هم باشد و ما شاهد پیری فردوسی‌پور در 90 باشیم و ببینیم كه او در این برنامه نشسته و مردم به یاد خاطرات جوانی او بیفتند.
عبدالله گیویان ـ استاد دانشگاه صدا و سیما ـ نیز دیگر مهمان این نشست بود. او از فردوسی‌پور به عنوان «قهرمان بعضی‌ها» یاد كرد و افزود: او قهرمانی است كه وضعیتش بیشتر شبیه قهرمان یك تراژدی است و خیلی از دلایل موفقیتش مال خودش نیست. من همیشه نگران بودم كه آینده‌ی حضرت فردوسی‌پور چه خواهد شد. نمی‌دانم خود او هم به این مساله فكر كرده است یا نه. اما بعید می‌دانم مثل افرادی چون عطاءالله بهمنش شود. فردوسی‌پور سر سالم به گور نمی‌برد. سرنوشت عادل فردوسی‌پور تراژیك است و او تعمدی در این وضعیت نداشته است. چراكه او از 25 سالگی شروع كرده و به این وضعیت رسیده. او پاپ‌استاری است كه صدا و سیما خیلی سعی كرده از داشتن آنها پرهیز كند.
سپس آقازمانی به بیان خاطراتی از برنامه 90 پرداخت و گفت: در طول هر برنامه، 40 یا 50 نفر با من تماس می‌گیرند كه من فقط یكی دو مورد را به فردوسی‌پور می‌گویم. من در طول پخش 90 در دفترم هستم. چرا كه اگر خانه باشم، خانواده‌ام به اتاق می‌روند و در را قفل می‌كنند. از آنجایی كه خود فردوسی‌پور هم در برنامه است، برای صحبت با او باید صبر كنیم آیتمی شروع شود تا بتوانیم تلفنی حرف بزنیم.
او سپس خاطره‌ای در مورد یكی از مدیران عامل باشگاه‌ها كه به 90 دعوت شده بود تعریف كرد و افزود: حكم جلب این مدیرعامل صادر شده بود، اما چون از قبل اعلام كرده بودیم، نمی‌توانستیم از آوردن او به برنامه انصراف دهیم. شاكیان او هم آمده و می‌خواستند او را ببرند. ما می‌خواستیم از درب شمال خارج شویم كه دیدیم یكی از شاكیان همانجا ایستاده است. با میان‌داری كه كردیم قرار شد شاكی متهم را به درب خانه‌اش برساند و فردای آن روز دوباره برای جلب او برود؛ هر چند متهم فرادی آن روز فرار كرد اما هر دو آن‌‌ها با من تماس گرفتند و از من تشكر كردند.
او اضافه كرد: اتفاقات زیادی افتاده كه فردوسی‌‌پور هم خیلی از آنها را نمی‌داند؛ تهدید و تطمیع‌ها هم شیرین است. اما مهم این است كه ما پوست‌كلفت باشیم و قدرت‌مان را زیاد كنیم.
در بخش دیگری از این مراسم، فردوسی‌پور با تاكید بر اینكه هیچ‌كس برای 90 پشت او نبوده است گفت: هیچ یك از خانواده ما سیاسی نیست پدر من مهندس بازنشسته و مادرم دبیر بوده است و من تلاش كردم تحت تاثیر این حواشی قرار نگیرم و خودم باشم.
گیویان نیز به شوخی از آینده‌ی فردوسی‌پور اظهار نگرانی كرد و گفت: می‌خواهم در این مراسم از او هم تقدیر كنید، چون معمولا در زمان حیات از كسی تقدیر نمی‌شود.
فردوسی‌پور نیز در پاسخ به سخنان گیویان گفت: من هم نگران خودم شدم.
در پایان این مراسم آقازمانی نیز خاطرات دیگری تعریف كرد؛ از اینكه در مراسم عروسی خواهرش مجبور شده به دفتر كارش برود تا مشكلی را كه در برنامه 90 به وجود آمده حل كند. او ادامه داد: یك‌بار هم می‌خواستم ساعت یك شب بخوابم كه همسایه‌ها در زدند و گفتند با فردوسی‌پور تماس بگیر چون با تو كار دارد.

آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر